امروز یکشنبه, 27 آبان 1397 - Sun 11 18 2018




تازه ترین خبرها

بازدید رزمنگان گردان 505 محرم از منطقه عملیاتی چنگوله+تصویر

جمع شدن رزمنگان گردان 505 محرم در منطقه عملیاتی چنگوله+تصویر
 
به چند سنگر بسیار کوچک رسیدیم که هنوز آن معماری خود را حفظ کرده بودند، سرهنگ جابری با شوق داد می زد که احسان اینجا سنگر اجتماعی ما بوده است و چند نفری در آن می خوابیدیم...
 
 
نسیم دهلران/احسان صحرایی، به دنیا که آمده بودم قطع نامه به امضاء رسیده بود، بازسازی آغاز شده بود، دولت و ملت با هم در حال آباد کردن کشور بودند و همه مشغول ساخت و ساز خانه های ویران شده خود بودند.
 
اینها خاطراتی نیست که در ذهن من باشد، چراکه من در این ایام فقط چند ماه بیشتر نداشتم و فقط از بزرگترها شنیده ام.
 
به دلیل شغلم که خبرنگاری است بارها با کاروان راهیان نور به مناطق عملیاتی رفته ام و داستان های حقیقی ولی برای من افسانه ای را بسیار شنیده ام که رزمندگان در دوران جنگ چه کرده اند.
 
برخی مواقع در من نیز تأثیر داشت اما راستش بخواهید آنگونه که فکر کنم رزمندگان حقی بر گردنمان دارند و کارهای عجیب کرده باشند در مخیله من نمی گنجید.
 
چندی پیش یکی از همین رزمندگان (نصرت اله قیاسی) با من تماس گرفت و خواست با دوستانش که برای اولین بار پس از دوران دفاع مقدس می خواهند به منطقه عملیاتی چنگوله بروند من نیز با دوربین خود آنها را همراهی نمایم.
 
شب قبل از رفتن با قیاسی تماس گرفتم که اورا بپیچانم تا همراهی این مردان سن بالا که اصلاً حوصله شان را نداشتم نکنم اما به محض پاسخ به من گفت "آقا پسر هنوز روی قول خودت هستی؟" با این سؤال استراتژیکی اش دورم زد و مجبور شدم که صبح زود همراهشان بروم...
 
بچه های گردان ۵۰۵ محرم که اهل شهرهای آبدانان، دره شهر، بدره، مهران، ایلام، دهلران و دیگر شهرهای استان بودند از طریق فضای مجازی با هم جمع شده بودند و پس از ۳۴ سال دوباره در سرزمین لاله ها و یادها دور هم جمع شدند.
 
 
جمع شدن رزمنگان گردان 505 محرم در منطقه عملیاتی چنگوله+تصویر
 
وقتی رسیدیم به روستای قدیم چنگوله، باد سوزناکی می وزید، تازه داشتن روبوسی می کردند، سفره انداختند تا صبحانه(تخم مرغ آب پز) بخورند، منهم در گوشه ای به مانند کوه یخی نشستم.
 
جمع شدن رزمنگان گردان 505 محرم در منطقه عملیاتی چنگوله+تصویر
 
ماشین های هنگ مرزی مهران آرام آرام برای بردن آن ها به مناطق عملیاتی آمدند، لحظه سوار شدنشان مرا یاد فیلم های دفاع مقدسی انداخت، با شوق بسیار می رفتند سوار عقب تویوتا ها می شدند.
 
جمع شدن رزمنگان گردان 505 محرم در منطقه عملیاتی چنگوله+تصویر
جمع شدن رزمنگان گردان 505 محرم در منطقه عملیاتی چنگوله+تصویر
جمع شدن رزمنگان گردان 505 محرم در منطقه عملیاتی چنگوله+تصویر
 
در مسیر از سوتی های دوران جنگ که انجام داده بودند می گفتند و می خندیدند، کم کم یخم داشت آب می شد.
 
حتی به چند نفر از آنها به شوخی گفتم که اینطور که مشخص است ما جوانان امروزی از شما پاک تر هستیم، فکر کردم همه اش در آن دوران برای خود در سنگرها بازی کرده اند و قهقهه زده اند، آخه قریب به ۸۰ درصدشان زیر ۱۵ سال بوده اند.
 
به اولین جا که رسیدیم همه یاد خاطره ها افتادند و لب به سخن گفتند، سرهنگ چوبین(بازنشسته سپاه) شوق بسیار بیشتری برای بازگویی خاطراتش داشت و مدام داد می زد و دوران را ورق می زد.
 
جمع شدن رزمنگان گردان 505 محرم در منطقه عملیاتی چنگوله+تصویر
 
سرهنگ قیاسی و سرهنگ جابری را دیدم که به یکباره جمعیت را ترک کردند و رفتند به دنبالشان رفتم که گفتند بیا با ما خوش می گذرد.
 
جمع شدن رزمنگان گردان 505 محرم در منطقه عملیاتی چنگوله+تصویر
 
به چند سنگر بسیار کوچک رسیدیم که هنوز آن معماری خود را حفظ کرده بودند، سرهنگ جابری با شوق داد می زد که احسان اینجا سنگر اجتماعی ما بوده است و چند نفری در آن می خوابیدیم، سرهنگ قیاسی داد زد بیا اینجا تکه ای از گونی های دوران دفاع مقدس مانده است بسیار زیباست برای عکس، رفتم کنار سنگر تا آن تکه گونی را ثبت خاطرات کنم.
 
جمع شدن رزمنگان گردان 505 محرم در منطقه عملیاتی چنگوله+تصویر
 
شاتر دوربین را که زدم انگار ماشه تفنگ یادها را کشیدم، هق هق جابری بلند شد!، اصلاً در مخیله ام نمی گنجید که جابری شوخ طبع در اجتماع شهری اینگونه زار زار گریه کند...
 
جمع شدن رزمنگان گردان 505 محرم در منطقه عملیاتی چنگوله+تصویر
 
نمی‌دانم چرا به یکباره من نیز بغض کردم ولی باز نمیدانم چرا اینگونه هق هق میزد!! بعدها فکر کردم شاید من هم اگر به محل خاطرات ۱۰ سالگی ام بروم که در پارک لاله با امنیت کامل بر سر چرخ وفلک تا فلک به آسمان می رفتم، اینگونه زار زار گریه کنم.
 
پس از آن دوباره سوار بر ماشین ها شدیم و مسیر یادها را چون پیزلی، تقی مرده، دارشلاق، تپه ۲۳۰ و... طی نمودیم.
 
هر چه مسیر را به جلو پیش می بردیم کم کم رنگ بجا ماندگان گردان ۵۰۵ محرم تغییر می کرد، از زیارت عاشورایی که حاج مومنی می خواند فهمیدم فاصله ای تا قدمگاه شهیدان نداریم...
 
جمع شدن رزمنگان گردان 505 محرم در منطقه عملیاتی چنگوله+تصویر
 
در دل کوه ها سیدسعد سجادی لب به سخن گشود راوی گری کرد، دوان دوان می رفت به دنبال مکانی خواص، طولی نکشید که پیدایش کرد... گودال شهادت برادر شهیدش علی نور آدینه و دیگر همرزمان شهیدش چون خزل اکبری، جرایه و چابک...
 
جمع شدن رزمنگان گردان 505 محرم در منطقه عملیاتی چنگوله+تصویر
جمع شدن رزمنگان گردان 505 محرم در منطقه عملیاتی چنگوله+تصویر
 
از بغل گرفتن جسد در آغشته در خون برادرش سخن گفت و دیگر تاب نیاورد، بغضش شکست... پس از ۳۴ سال به نقطه آخرین دیدار برادر آمده بود... اسماعیل کرمی که صدای دلنشینی دارد شروع به نوحه خوانی نمود همه زار زار گریه می کردند...
 
پس از آن عکس های یادگاری بسیار در مقتل شهیدانی که جلوی چشمانشان پرپر شده بودند گرفتند و سنگرهای بسیاری را سر زدند...
 
جمع شدن رزمنگان گردان 505 محرم در منطقه عملیاتی چنگوله+تصویر
جمع شدن رزمنگان گردان 505 محرم در منطقه عملیاتی چنگوله+تصویر
جمع شدن رزمنگان گردان 505 محرم در منطقه عملیاتی چنگوله+تصویر
جمع شدن رزمنگان گردان 505 محرم در منطقه عملیاتی چنگوله+تصویر
جمع شدن رزمنگان گردان 505 محرم در منطقه عملیاتی چنگوله+تصویر
جمع شدن رزمنگان گردان 505 محرم در منطقه عملیاتی چنگوله+تصویر
جمع شدن رزمنگان گردان 505 محرم در منطقه عملیاتی چنگوله+تصویر
جمع شدن رزمنگان گردان 505 محرم در منطقه عملیاتی چنگوله+تصویر
 
انتهای پیام/

بستن


1392 © تمامی حقـوق این سـایت متعلق به پایگاه تحلیلی خبری نسیم دهلران می باشد. 
 
 
استفاده از اخبار فقط با ذکر منبع "نسیم دهلران" مجاز است.
 
مجوز استفاده از قالب خبري ناب نيوز براي اين دامنه داده نشده , براي دريافت مجوز قالب بر روي لينک ، ( درخواست مجوز ) کليک کنيد