امروز جمعه 5 اردیبهشت 1393 - Fri 04 25 2014

آخرین زمان بروزرسانی 11:31:02



شعری درباره زندگی

یک‌شنبه، ۰۳ دی ۱۳۹۱

شعری درباره زندگی که یکی از خوانندگان نسیم دهلران فرستاده است.

زندگی ، خاطره ی آمدن و رفتن ماست
زندگی ، راز بزرگی ست که در ما جاری ست
 
زندگی ، فاصله ی آمدن و رفتن ماست
 
رود دنیا ، جاری ست
 
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
 
وقت رفتن ، به همان عریانی ، که به هنگام ورود ، آمده ایم
 
قصه آمدن و رفتن ما تکراری است
 
عده ای گریه کنان می آیند
 
عده ای ، گرم تلاطم هایش
 
عده ای بغض به لب ، قصد خروج
 
فرق ما ، مدت این آب تنی است
 
یا که شاید ، روش غوطه وری
 
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد ، هیچ !!!
 
زندگی ، باور تبدیل زمان است در اندیشه عمر
 
زندگی ، جمع طپش های دل است
 
زندگی ، وزن نگاهی ست ، که در خاطره ها می ماند
 
زندگی ، بازی نافرجامی است ،
 
که تو انبوه کنی ، آنچه نمی باید برد
 
و فراموش شود ، آنچه که ره توشه ماست
 
شاید این حسرت بیهوده که در دل داری ،
 
شعله ی گرمی امید  تو را ، خواهد کشت
 
زندگی ، درک همین اکنون است
 
زندگی ، شوق رسیدن به همان فردایی ست ، که نخواهد آمد
 
تو ، نه در دیروزی ، و نه در فردایی
 
ظرف امروز ، پر از بودن توست
 
شاید این خنده که امروز ، دریغش کردی
 
آخرین فرصت همراهی با ، امید است
 
زندگی ، بند لطیفی است که بر گردن روح افتاده ست
 
زندگی ، فرصت همراهی تن با روح است
 
روح از جنس خدا
 
و تن ، این مرکب دنیایی از جنس فنا
 
زندگی ، یاد غریبی ست که در حافظه ی خاک ، به جا می ماند
 
زندگی ، رخصت یک تجربه است
 
تا بدانند همه ،
 
تا تولد باقی ست
 
می توان گفت خدا امیدش
 
به رها گشتن انسان ، باقی است
 
زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه ی برگ
 
زندگی ، خاطر دریایی یک قطره ، در آرامش رود
 
زندگی ، حس شکوفایی یک مزرعه ، در باور بذر
 
زندگی ، باور دریاست در اندیشه ی ماهی ، در تنگ
 
زندگی ، ترجمه ی روشن خاک است ، در آیینه ی عشق
 
زندگی ، فهم نفهمیدن هاست
 
زندگی ، سهم تو از این دنیاست
 
زندگی ، پنجره ای باز به دنیای وجود
 
تا که این پنجره باز است ، جهانی با ماست ،
 
آسمان ، نور ، خدا ، عشق ، سعادت با ماست
 
فرصت بازی این پنجره را دریابیم ،
 
در نبیندیم به نور
 
 در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
 
پرده از ساحت دل ، برگیریم ،
 
رو به این پنجره با شوق ، سلامی بکنیم
 
زندگی ، رسم پذیرایی از تقدیر است
 
سهم من ، هر چه که هست
 
من به اندازه این سهم نمی اندیشم
 
وزن خوشبختی من ، وزن رضایتمندیست
 
شاید این راز ، همان رمز کنار آمدن و سازش با تقدیر است
 
زندگی شاید ،
 
شعر پدرم بود ، که خواند
 
چای مادر ، که مرا گرم نمود
 
نان خواهر ، که به ماهی ها داد
 
زندگی شاید آن لبخندی ست ، که دریغش کردیم
 
زندگی ، زمزمه ی پاک حیات است ، میان دو سکوت
 
زندگی ، خاطره ی آمدن و رفتن ماست
 
لحظه ی آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست
 
من دلم می خواهد ،
 
 قدر این خاطره را  ، دریابم...
 
کیوان شاهیداغی

آخرین بروزرسانی ( یک‌شنبه، ۰۳ دی ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۴۸ )

نظرات 

 
0 #3 پاسخ: شعری درباره زندگیاکبر سپیدکار 05 اسفند 1392 ساعت 18:31
جالب بود :lol:
نقل قول
 
 
0 #2 پاسخ: شعری درباره زندگیل 15 مرداد 1392 ساعت 07:50
این شعر قسمتی از شعر سهراب سپهری ست
نقل قول
 
 
0 #1 پاسخ: شعری درباره زندگیتبسم پاکدل 31 تیر 1392 ساعت 17:41
نقل قول:
خیلی زیبا و پر معنا بود.
8) :oops: :lol: :lol:
نقل قول
 

افزودن نظر