امروز دوشنبه, 22 مهر 1398 - Mon 10 14 2019




تازه ترین خبرها

فوتبال دهه هفتاد دهلران

فوتبال دهه هفتاد دهلران
 
«استقلال دهلران» تیم سرپنجه‌ای بود. یارمحمدعباسی باهوش، عظیم اسماعیلی با آن چهره آفتاب سوخته و قدرت بدنی فوق‌العاده، ابیلای قدبلند، حجت قاسمی تیزچنگ و فرصت‌طلب، فرج اله قاسمی بانفوذها و سانترهایش، غلامحسین عباسی چپ پای کلاسیک آن روزگار...
 
 
 

 

احسان محمدی

احسان محمدی؛ خبر و عکس دیدار دوستانه پیشکسوتان دهلران و زرین‌آباد را که در نسیم دهلران دیدم و چهره چند فوتبالیست قدیمی که از آن‌ها خاطره‌های بسیاری دارم، یاد روزهایی افتادم که فوتبال در زمین چمن شهر یک دغدغه بود، یک عشق که قلب نوجوانمان را آن‌طور به تپش درمی‌آورد که انگار می‌خواست مثل گنجشک از قفس سینه بیرون بپرد. 
 
«استقلال دهلران» تیم سرپنجه‌ای بود. یارمحمدعباسی، عظیم اسماعیلی با آن چهره آفتاب سوخته و قدرت بدنی فوق‌العاده، ابیلای قدبلند، حجت قاسمی تیزچنگ و فرصت‌طلب، فرج اله قاسمی بانفوذها و سانترهایش، غلامحسین عباسی چپ پای کلاسیک آن روزگار، ناصر بارانی زاده، یدالله روشنی، پرویز جابری، عباس حسینی، علی‌رضایی دروازه‌بان جسورشان هر وقت مقابل «شاهین» می‌ایستادند شهر انگار تب می‌کرد.
 
استقلال دهلران
 
بلیط فروشی نبود، می‌رفتیم می‌نشستیم روی سکوهای سیمانی، اگر پول داشتیم بستنی یخی می‌خریدیم، شرشر عرق می‌ریختیم و زل می‌زدیم به زمین، به آن زیر توپ زدن‌ها، خطاهای وحشتناک، داد زدن سر داور، شعار دادن و کُری خواندن تماشاگرها...  شاهین با فریدون آهوخش، همایون و شاهرخ سلیمانی، منوچهر محمدی، محمدعلی چابک، نورعلی چراغی، عبدالحمید آبسالان، هاشم کرمی، فرهان (فرشید) غلامی، رحمت الله یاری و ... تیم دوست‌داشتنی بود. نورعلی چراغی مثل بازیکنان آن روزگار جوری تکل می‌زد که کمتر کسی نزدیکش می‌شد.   
 
تیم «پیروزی» هم با رستم، فتح الله شیخی و علی اکبر رحمتی و علی شیخی و مجید شریفی داستانی داشت. زوج فتح‌الله – علی‌اکبر با آن سرعت خیره‌کننده کابوس مدافعان تیم‌های دیگر بود.  بعدها کانون، وحدت و فجر و بهزیستی... اضافه شد. شاهد تیم بی حاشیه‌ای بود. هواس صفری با بچه‌های کم سن و سال تیم شگفتی‌آفرینی ساخت. عزیز دروازه‌بانش بود ، جوانی که پلنگ تیزچنگی بود اما حالا زیرخاک خفته است. روحش در آرامش ... رحمان یوسفی، یونس عنبری، نادعلی روشنی، مالک آبسالان، علی جابری، مسعود دوستی پور، سالار کارگر و... از بچه‌هایی بودند که توی آن زمین چمن پرچاله چوله عمرشان را گذاشتند. استقلال موسیان هم تیم خوبی بود با بازیکنی خلاق و خوش تکنیک اما خشن به نام کریم. پهله زرین‌آباد هم فارس حسینی و کریم قطبی را داشت.
 
حالا هر وقت می‌آیم دهلران و یکی از بازیکنان آن نسل را می‌بینم یاد بازی‌های جنجالی‌شان می‌افتم. آن کُری خواندن‌ها. حرص‌وجوش خوردن‌های زیر آفتاب، فریاد زدن‌ها و دعوا کردن‌ها، مسافرت با مینی‌بوس، کفش‌های پاره، پیراهن‌های رنگ‌به‌رنگ! 
 
بعدها این فرصت را پیدا کردم که تمرین‌های تیم ملی را از نزدیک ببینم، بازی‌های بزرگ، از پرسپولیس - بایرن‌مونیخ تا ایران و ایرلند، سروکله زدن با ستاره‌های فوتبال، دربی‌های بسیار، نشست‌های مطبوعاتی کارلوس کی رش و ... همیشه افسوس می‌خورم که اگر جبر جغرافیا نبود بازیکنی مثل «یار محمد عباسی» می‌توانست در سطح اول فوتبال ایران بازی کند. سریع، چابک، باهوش، جاه‌طلب و تیزپا بود. هنوز بعد از ۲۰ سال استیل بازی‌اش با آن سربالا گرفتن و پاس‌های کوتاه و تکل های سالم پیش چشمم است.
 
فوتبال آن سال‌های دهلران در استان هم تقریباً زیر سایه ایلام ماند. همیشه می‌گفتند حقمان را با ناداوری می‌خورند! تا جایی که یادم می‌آید در آن سال‌ها جز یکی دو بار قهرمانی استان و چند بار درگیری با داورها و شعارهایی تند و سنگ انداختن به اتوبوس تیم ایلام، شرکت تیم نوجوانان با بازیکنان پُرسن در مسابقات کشوری، حضور تیم فجر در مسابقات دسته‌های پائین تر و ... اتفاق درخشانی در فوتبال نیفتاد. یکی دو بار استقلال در دسته‌های پائین تر بازی کرد، شاهین اهواز به گمانم به دهلران آمد و استقلالی‌ها بازی خوبی به نمایش گذاشتند. دستکم لباس‌های آبی یکدستشان زیر آفتاب داغ دهلران می‌درخشید و ما روی سکوها فریاد می‌زدیم.
 
به گمانم هنوز هم چند نفر از جیبشان پول خرج می‌کنند تا بچه‌ها بروند فوتبال بازی کنند! اما دهلرانی که من می‌شناسم «هدایتی» ندارد! این‌ها آدم‌های عاشقی هستند که بیشتر از بعضی مسئولان دلشان برای جوان‌ترهای شهرشان می‌سوزد.
 
حالا حتماً نسل‌های تازه‌ای آمده‌اند و در آن زمین چمن بازی می‌کنند، جوان‌ترهایی که کفش‌های خوب می‌پوشند و مثل یکی دو بازیکن آن روزگار با کفش «چینی» روی زمین چمن سُر نمی‌خورند. خیلی از بازیکنان آن نسل آرام دارند زندگی‌شان را می‌کنند، بازیکنانی که می‌خواستند احمدرضا عابدزاده و مجید نامجو مطلق و فرشاد پیوس و امیرقلعه نوئی و علی دایی شوند حالا راننده آژانس، کارمند بانک، معلم، کارگر و ... شده‌اند. با چند عکس در آلبوم‌های قدیمی. با درد در مفاصل، نتیجه فشار آوردن بیش‌ازاندازه به بدن‌هایی که با «او تماته» دوپینگ می‌کردند. دستاورد خطاهای بی‌رحمانه برای نشان دادن تعصب!
 
یاد همه‌شان به خیر که بسیاری از  ما حتی چند صد کیلومتر دورتر از دهلران هنوز خاطره‌هایشان را مرور می‌کنیم.
 
۳۰۷۴۱
انتهای پیام/
 
 

بستن


1392 © تمامی حقـوق این سـایت متعلق به پایگاه تحلیلی خبری نسیم دهلران می باشد. 
 
 
استفاده از اخبار فقط با ذکر منبع "نسیم دهلران" مجاز است.
 
مجوز استفاده از قالب خبري ناب نيوز براي اين دامنه داده نشده , براي دريافت مجوز قالب بر روي لينک ، ( درخواست مجوز ) کليک کنيد