امروز دوشنبه, 29 مهر 1398 - Mon 10 21 2019




تازه ترین خبرها

سرمای دهلران و علاالدین!

سرمای دهلران و علاالدین!
 
فتیله که تمام می شد بویش همه جا می پیچید و شعله زرد می سوخت. عوض کردن فتیله نیاز به تخصص بیشتری داشت و معمولاً کار ما بچه ها نبود...
 

احسان محمدی

احسان محمدی: چند روزی است که تن دهلران هم از سرمای آخر پائیز می لرزد. البته در قیاس با دیگر شهرهای کشور زمستان دهلران خیلی سرد نمی شود، یک بار در دهه 70 برف نرمی تا نزدیکی های «سرگرو» نشست اما هیچوقت ندیدم شهر سفیدپوش شود. سرمای استخوان سوزی دارد که صبح های زمستان دمار از روزگار آدم در می آورد که  البته چند روز بیشتر طول نمی کشد. برای همین شغل هایی مثل بخاری فروشی و نصب شوفاژ و ... که اینجا بازار داغی دارد آنجا کساد است!
 
چند سالی است که مردم پایشان به مریوان و بانه باز شده و کولرگازی و اسپیلیت وارد می کنند که با فشار یکی دو دکمه هوا سرد و گرم می شود. تا چند سال پیش علاالدین چشم و چراغ خانه ها بود. صبح که بیدار می شدیم نان رویش داغ می کردیم و با چای شیرین بیشتر اوقات بدون پنیر! صبحانه ای می خوردیم و می رفتیم مدرسه. ظهر هم اگر دیر می آمدیم می شد غذا را رویش گذاشت و گرم کرد. شب که هوا سردتر می شد همه دورش جمع می شدیم، مثل امام زاده ای که شفا می دهد. گاهی اوقات پوست پرتقال رویش می گذاشتیم، نرم می سوخت و مچاله می شد و بویش توی خانه می پیچید!
 
سرمای دهلران و علاالدین!
 
خیلی از علاالدین ها طلق شان سوراخ بود، توی هر خانه ای بچه شیطانی پیدا می شد که با سوزن و میخ و نوک خودکار و قاشق بزند و آن طلق نازک را سوراخ کند! اینطور باد می رفت داخل و شعله زرد می سوخت. بیشتر علاالدین ها بوی نفت و نان سوخته می داد، ظرف یکی دو روز نفت شان تمام می شد و باید می رفتیم نفت تویش می ریختیم. فتیله که تمام می شد بویش همه جا می پیچید و شعله زرد می سوخت. عوض کردن فتیله نیاز به تخصص بیشتری داشت و معمولاً کار ما بچه ها نبود. بعضی از خانه ها اگر زن کدبانویی داشتند با پوست ساندیس یک زیرانداز مخصوص علاالدین می دوختند و با احترام زیرپایش پهن می کردند و گرنه یک طَبَق یا سینی بزرگ هم جواب می داد.
 
سرمای دهلران و علاالدین!
 
گرمای علاالدین زیاد نبود، برای همین باید نزدیکش می نشستی، رقابت برای نزدیک کردن پا به علاالدین گاهی چنان تنگاتنگ می شد که پای یک نفر می چسبید به دیوار آهنی اش و فریادش می رفت آسمان! بیشتر خانه ها شب ها علاالدین را خاموش می کردند و درها را کیپ و ریپ و پتو روی سرشان می کشیدند و می خوابیدند. این اواخر که بحث گازگرفتگی از تلویزیون زیاد تکرار می شد بعضی ها یک آجر خیس می گذاشتند روی علاالدین که بوی گاز نپیچد توی خانه!
 
سرمای دهلران و علاالدین!
 
بهرحال توی این سرمای استخوان سوز اینجا یادی کردم از دهلران و علاالدین که  خاطره مشترک همه مان است. شاید در کشاکش چشم و هم چشمی ها، کسانی در خانه های شیک و نوساز دهلران شومینه هم برپا کرده باشند اما برای آن سرمای کوتاه و موذی علاالدین کفایت می کند.
 
چراغ خانه تان روشن و دل تان گرم....
 
30741
انتهای پیام/

بستن


1392 © تمامی حقـوق این سـایت متعلق به پایگاه تحلیلی خبری نسیم دهلران می باشد. 
 
 
استفاده از اخبار فقط با ذکر منبع "نسیم دهلران" مجاز است.
 
مجوز استفاده از قالب خبري ناب نيوز براي اين دامنه داده نشده , براي دريافت مجوز قالب بر روي لينک ، ( درخواست مجوز ) کليک کنيد