امروز دوشنبه, 29 مهر 1398 - Mon 10 21 2019




تازه ترین خبرها

آقا نظرت چیه ما بیایم تهران یا کرج زندگی کنیم؟

آقا نظرت چیه ما بیایم تهران یا کرج زندگی کنیم؟
 
به همان اندازه که تهرانی ها در لوس آنجلس و تورنتو و ونکوور و لندن دختر خاله و پسرخاله و دایی و عمو دارند ما دهلرانی ها هم در تهران و کرج فامیل داریم…
 
 

آقا نظرت چیه ما بیایم تهران یا کرج زندگی کنیم؟

نسیم دهلران/ احسان محمدی*: کسی آماری در مورد مهاجرت دهلرانی ها ندارد. اکثر روستاهای اطراف دهلران لاغر و تکیده شده اند، موج مهاجرت به دهلران تقریباً از سوی روستاها متوقف شده و آنها که اراده کردند آمدند و حالا گفته می شود موج مهاجرت به سوی کلان شهرها در حال اوج گرفتن است. خیلی از دهلرانی ها در این چند سال فرصت سفرهای خارجی را هم پیدا کرده اند و ممکن است این حرف ها برایشان تازگی داشته باشد اما آنها که در کلان شهرها زندگی می کنند زیاد سوال « نظرت چیه ما بیایم تهران یا کرج زندگی کنیم؟» را از دوست و آشنا می شنوند. بیشتر جوان ترها می پرسند. چه آنها که دنبال کار هستند و چه آنها که می خواهند با خانواده مهاجرت کنند.
 
به همان اندازه که تهرانی ها در لوس آنجلس و تورنتو و ونکوور و لندن دختر خاله و پسرخاله و دایی و عمو دارند ما دهلرانی ها هم در تهران و کرج فامیل داریم. برای همین تقریباً همه جسته و گریخته اطلاعاتی در مورد زندگی در این دو شهر بزرگ دارند.
 
چند خانواده را می شناسم که آمدند و چند ماهی ماندند و تاب نیاورند و برگشتند دهلران. تهران یا کرج و اصفهان و شیراز اتوبوس نیست که اگر شما سوار شدید برای من جا نباشد یا نفسم بند بیاید، من سوار شده ام و برای شما هم جا هست. این یادداشت را از این منظر بخوانید که در مهاجرت شما سود یا زیانی عاید من نمی شود و نظری بی طرفانه و ان شالله روشنگر خواهد بود. اگر حوصله دارید و می خواهید شاید پاسخی در این مورد دریافت کنید این نوشتار را با حوصله بخوانید:
 
یک - تهران یا روستای خودمان؟
خیلی ها را می شناسم که می گویند فلان فامیل مان در تهران یا کرج زندگی می کند. بعد از چند سوال و جواب معلوم می شود در حاشیه این دو شهر زندگی می کنند. حاشیه این دو شهر ناامن، بی امکانات و پردرسر است، صرف زتدگی به هر قیمتی در تهران و کرج نمی ارزد که امنیت و آرامش تان در دهلران را فدا کنید. حاشیه این دو شهر پاتوق مهاجران فرودستی است که بسیاری از آنها درگیر مشاغل سیاه هستند. زندگی کردن با آنها در آپارتمان های لانه زنبوری دستکمی از شکنجه ندارد. به شخصه زندگی در روستاهای اطراف دهلران را بسیار شرافتمندانه تر و توام با آرامش بیشتری از حاشیه نشینی در دو شهر کرج و تهران می دانم.
 
دو- مسکن
هزینه های اینجا کمرشکن است. مهمترین دردسر شما تهیه مسکن خواهد بود. به صورت میانگین هر متر مربع حتی برای رهن یک میلیون تومان محاسبه می شود. برای مثال وقتی قصد اجاره منزلی در یک محله میانه تهران با متراژ 50 متر را دارید باید حداقل 50 میلیون تومان را برای یکسال به صاحبخانه به عنوان رهن بپردازید. این مبلغ در کرج ارزان تر است، به طور مثال در یک محله متوسط کرج برای اجاره آپارتمان 70 متری نزدیک 40 میلیون تومان رهن خواهد بود.
 
سه- دلتنگی
ممکن است در نگاه اول بگویید: " آنقدر از دهلران خسته ام که امکان ندارد دلم تنگ بشود!" اما بعید است بعد از دوماه همچنان بر سر ایمان تان بمانید. دلتنگ می شوید و امکان رفت و آمد مداوم میان دهلران و تهران و کرج دشوار، پرهزینه و زمان بر است. اگر همسرتان دهلرانی است این دلتنگی مضاعف می شود. در دهلران رابطه ها تنگاتنگ و متقابل است اما اینجا بخش بزرگی از زندگی در فضای کوچک آپارتمان تان خلاصه می شود. تلفن، چت و skype شاید در کوتاه مدت مفید باشد اما دلتنگ می شوید و اگر شاغل نباشید این دلتنگی به شدت آزارنده است.
 
چهار: ریتم زندگی
ریتم زندگی در شهری مثل دهلران کُند است. مغازه دارها حوالی 9 صبح آرام آرام کرکره ها را می دهند بالا و با اذان مغرب بازار از نفس می افتد. اما اینجا از ساعت 5 صبح تا 2 نیمه شب باید آماده دویدن باشید وگرنه جا می مانید. اینجا نمی شود مثل دهلران صبحانه را خانه خورد، چند دقیقه مرخصی گرفت و رفت مسجد جامع و توی فاتحه خوانی شرکت کرد و بعد بچه تان را از مدرسه ببرید خانه و ساعت دو هم بروید خانه و نهار بخورید! تقریباً از صبح که از منزل خارج می شوید و تا شب که برمی گردید ارتباط شما فقط با همکاران خواهد بود، چون اینجا فرصتی برای ایستادن و نفس تازه کردن نیست. ریتم زندگی همیشه تند است، اگر ندوید به اتوبوس نمی رسید، از مترو جا می مانید، اداره تعطیل می شود، گوشت تمام می شود و میوه گیرتان نمی آید...
 
پنج: کار
 گیر آوردن شغلی که مخارج خانواده تان را تامین کند دشوار است. با حقوق کارگری و امثالهم می شود "زنده" ماند اما نمی شود "زندگی" کرد. کارمندهایی که به دشواری می توانند انتقالی بگیرند باید خودشان را برای کار دشوار آماده کنند. صبح ساعت 8 وقتی به بانک می روید و فیش نوبت می گیرید به صورت متوسط 100 نفر قبل از شما توی نوبت هستند. یک کارمند بانک در شعبه های اصلی به صورت متوسط روزی با 1000 ارباب رجوع روبرو می شود.  با یک شغل معمولی هم مخارج زندگی در نمی آید. باید به فکر شغل دومی باشید که خیلی آسان نیست. حاضرید تاوان این جور زندگی را بپردازید؟
 
شش: امکانات
برخی می گویند هرچه باشد آنجا امکانات هست. حق دارید اینجا دکتر خوب، سینمای درجه یک، تئاتر محبوب، کنسرت موسیقی دلچسب، پارک پرهیجان، خیابان شلوغ، پاساژهای پرجنس، مدارس ممتاز و .... موجود است اما این به تنهایی کفایت نمی کند. شما برای استفاده از این امکانات باید به اندازه کافی پول داشته باشید. بیشتر خدمات گران است و از آن مهمتر در دوندگی روزمره ممکن است «وقت» برای این تفریحات نداشته باشید. با این همه اگر از وضع مالی خوبی برخوردار هستید خیلی از مشکلات قابل رفع شدن است. پول اینجا بیشتر معجزه می کند!
 
هفت: تنهایی
شما اینجا تنها خواهید شد. اگر به امید داشتن یک یا دو دوست یا فامیل قصد مهاجرت دارید از همین گام نخست بدانید که اینجا آنقدر گرفتاری ها بسیار است که عملاً رفت و آمدهایی از این دست خیلی مقدور نیست. شب نشینی های دهلرانی، دور هم بودن و ... معمولاً خیلی زود بعد از یکی دوبار رفت و آمد اولیه تمام می شود. امکان اعتماد و رفت و آمد با همسایه ها هم چندان مقدور نیست. تفاوت های فرهنگی، اخلاقی و ... را نمی شود آسان تحمل کرد. ممکن است جوانترها بتوانند با این مسائل کنار بیایند اما آنها که مُسن تر هستند عذاب می کشند. برای مردانی که عادت کرده اند هر روز در تنها خیابان دهلران با ده - بیست نفر احوالپرسی کنند قدم زدن در خیابان هایی که کسی به کسی سلام نمی کند ملال آور است. 
 
هشت: شما درخت نیستید!
- If you don't like where you are, change it. you're not a tree
این را Jim Rohn می گوید، یک بیزینس من مشهور. « اگر جایی که هستید را دوست ندارید، جایتان را عوض کنید، شما درخت نیستید»!
شما هم همینطور! مهاجرت یک انتخاب است. اگر توان آن را دارید که مشکلات مهاجرت را تحمل کنید - حتی کوتاه مدت- و گمان می کنید استعدادی دارید که ممکن است در شهر بزرگی شکوفا شود این کار را بکنید. اما باز هم توصیه می شود که در این مورد به اندازه کافی تحقیق کنید چون ممکن است بعد از چند وقت رویتان نشود برگردید به همان زندگی آرام دهلران و ....
 
نه- احترام
خیلی ها را در دهلران می شناسم که توان مالی مهاجرت داشتند، اما ماندند و برای دهلران کار کردند، معلم های خوبی که به این امید ماندند تا بتوانند دانش آموزان دهلرانی را به جاهای بهتری برسانند، تاجرهایی که ماندند و کسانی از سفره شان لقمه گرفتند، چهره های فرهنگی که سعی کردند به رشد فرهنگی دهلران و دهلرانی ها کمک کنند ... ماندند و کار کردند و هنوز مانده اند. مثل درخت های «شوک»... خسته اما محکم و پابرجا. به آنها عمیق احترام می گذارم و کلاه از سر بر می دارم و می دانم این کار تا چه اندازه دشوار و فداکارانه است. تردید نکنید که اگر این آدمها نبودند و نمی ماندند امروز دهلران به مراتب مشکلات جدی تری داشت.
 
*روزنامه نگار
30741
انتهای پیام/

بستن


1392 © تمامی حقـوق این سـایت متعلق به پایگاه تحلیلی خبری نسیم دهلران می باشد. 
 
 
استفاده از اخبار فقط با ذکر منبع "نسیم دهلران" مجاز است.
 
مجوز استفاده از قالب خبري ناب نيوز براي اين دامنه داده نشده , براي دريافت مجوز قالب بر روي لينک ، ( درخواست مجوز ) کليک کنيد