امروز جمعه, 04 اسفند 1396 - Fri 02 23 2018




تازه ترین خبرها

ورود بروس لی به دهلران

ورود بروس لی به دهلران

 

«دره اژدها»، «اژدها وارد می شود»، « خشم اژدها» و ... که پخش می شد و بروس لی یک تنه با مشت و لگد همه را شل و پل می کرد ملت کف و سوت می زدند و صفا می کردند.

 

به گزارش نسیم دهلران/ احسان محمدی، دبیرستانی بودیم که دهلران سینمادار شد. همین سالنی که پشت زمین فوتبال چمن و روبروی آموزشگاه رانندگی آقای سلیمان نژاد است شد سینما! یک سالن تاریک با چند ردیف صندلی. گفتند فیلم های بروس لی را نشان می دهند! بشتابید!

 

آن روزها به گمانم هنوز ویدئو کالای ممنوعه بود. اگر هم نبود شبیه یک وسیله خاک بر سری بود، خیلی ها نداشتند و آنهایی هم که داشتند پنهان می کردند.

 

 یکجور شرم و حیای ملی - محلی! چند عکس و پوستر بروس لی با آن ابروهای گره زده و دنده هایی که از روی پوستش هم می شد دید اینور و آنور دیده بودیم، توی فلافلی ها و لای دفتر و کتاب بچه ها.

 

حالا طلبیده بود و در سینمای دهلران می شد بلیط خرید و رفت فیلم هایش را دید. قیامتی شد. مردم فوج فوج می ریختند و بلیط می خریدند و می رفتند به تماشای فیلم های بروس لی. سانس های پی در پی.

 

 کشته شدن مداوم استاد بروس لی. لگد زدن به تابلوی جلوی پارک که رویش نوشته بودند: «ورود سگ و چینی ها ممنوع» و لت و پار کردن آدم هایی که مثل کیسه های برنج توی صف می ایستادند تا سهمیه مشت و لگدشان را از بروس لی بگیرند و ولو شوند روی زمین...!

 

«دره اژدها»، «اژدها وارد می شود»، « خشم اژدها» و ... که پخش می شد و بروس لی یک تنه با مشت و لگد همه را شل و پل می کرد ملت کف و سوت می زدند و صفا می کردند.  همین که از سالن می آمدیم بیرون آدرنالین بعضی از بچه ها انگار زیادی ترشح می شد و حس خود بروس لی بینی می کردند که دعوا می شد! می ریختند سر هم و با حرکات ناشیانه ادای بروس لی را در می آوردند.

 

آنهایی که وضع شان خوب بود دوباره بلیط می گرفتند و می رفتند و فیلم را از نو می دیدند! یکی از بچه های همکلاس که عشق بروس لی بود و آن روزها تازه رشته پرمشتری کونگ فو هم تاسیس شده بود 19 بار «اژدها وارد می شود» را دید! شاید بیشتر از خود مرحوم مغفور بروس لی! آنقدر که تقریباً همه دیالوگ ها را از حفظ بود.

 

 

پخش این فیلم ها تاثیر زیادی در استقبال از کونگ فو گذاشت و در عرض چند هفته مشتری های باشگاه آنقدر زیاد شد که به گمانم سانس تمرین اضافی گذاشتند.

 

 کونگ فو کاران به کوه و دشت می رفتند و "یته پرنده" تمرین می کردند، مثل بروس لی به جای خون، آب دهان گوشه لب شان را با پشت دست پاک می کردند و از روی تخته سنگ ها می پریدند و با دوربین های عکاسی آن دوره عکس های یادگاری می گرفتند.

 

نمی دانم هنوز کلاس کونگ فو برگزار می شود یا پرونده اش بسته شد اما از بچه های آن کلاس بعدها رضا کارگر با آن دست های زبر و خشن و موهای بور و قامت استوارش پیشرفت های خوبی کرد و اگر اشتباه نکنم به چند مسابقه بین المللی هم اعزام شد.

 

بهرحال سینمای پرماجرای دهلران سعی کرد با نمایش چند فیلم از جمله یکی دو فیلم از وودی آلن کمدین آمریکایی- به حیاتش ادامه دهد اما از قرار معلوم مردم فقط بروس لی را می خواستند و بس! سینما به همان سرعت و غافلگیری که ظهور کرد، مثل خورشید گرم و سرخ دهلران که غروب ها در رودخانه کم آب میمه غروب می کند، از طپش افتاد و تعطیل شد!

 

خبر ندارم که الان سینمایی دارد یا تلاشی برای راه اندازی سینما شکل گرفته است یا اصلاً چنین نیازی در شهر حس می شود یا نه؟ اما یاد آن روزها که می افتم انگار چهره بروس لی می آید جلوی چشمم وقتی به نشانه تشکر رو به مردم دهلران و آن مشتاقان چشمکی می زند و در افق محو می شود!

 

انتهای پیام/ک


بستن


1392 © تمامی حقـوق این سـایت متعلق به پایگاه تحلیلی خبری نسیم دهلران می باشد. 
 
 
استفاده از اخبار فقط با ذکر منبع "نسیم دهلران" مجاز است.